Saturday, July 23, 2005
با سلام و خسته نباشید حضور کلیه دوستان
ببخشبد که من نتوانستم مطالب جمع آوری شده را ادیت کنم و امیدوارم که مرا ببخشید .در نهایت هدفم این است که این وبلاگ در بردارنده انچه خوب است در یک وبلاگ داشته باشیم باشد
بنابراین امیدوارم که کسورات وبلاگ جامع را نادیده بگیرید
از طرفی جهت رعایت شدن قانون کپی رابت من تمام لینکها را در صفحخ گداشتم
پس تا بعد بدرود
وضعيت وبلاگهاي روابط عمومي در آمريكاMedia Guerrilla يا چريك رسانه ها عنوان وبلاگ Mike Manuel است. بلاگري كه خود كارمند روابط عمومي است و در آمريكا زندگي مي كند. او در تحقيقي درباره "وضعيت وبلاگهاي روابط عمومي در آمريكا" نوشته است: تعداد 5/4 ميليون نفر وبلاگ دارند و تعداد شاغلين در روابط عمومي 140 هزار نفر است. با اين وجود براساس نوشته TERRIER بلاگر هندي كه او نيز درباره روابط عمومي مي نويسد: تعداد بلاگرهايي كه درباره روابط عمومي مي نويسند حدود 100 نفر مي باشد. بر اساس تحقيق انجام شده توسط مايك منوئل، وبلاگهاي روابط عمومي به طور ميانگين روزانه 2 مطلب و در هر ماه بيش از 50 مطلب در وبلاگشان مي نويسند. او همچنين تعداد مطالب نوشته شده توسط برخي از بلاگرهاي روابط عمومي را در نموداري با هم مقايسه كرده است.
البته تام مورفي اولين بلاگر روابط عمومي در جهان در اين باره اظهار داشته است كه اطلاعاتي كه مايك منوئل ارايه كرده تقريبي بوده و قابل استناد نيست. وي يكي از عواملي را كه متخصصين و حتي حرفه اي هاي روابط عمومي به سمت و سوي وبلاگ نمي روند را "عدم تمايل نسبت به سهيم كردن ديگران از تجربيات خود" اعلام نموده است.
روابط عمومي هاي امروز بحراني ترين دوران را مي گذرانند
در دنياي كنوني تفكيك تبليغات، ارتباطات و روابط عمومي كمي مشكل است. در اينجا نظرات كارشناسي سه نفر از متخصصين روابط عمومي در خصوص " نقش روابط عمومي در شرايط تجاري امروز" آورده شده است. كارشناسان، دوره امروزي روابط عمومي ها را -خصوصا در آمريكا- "بحراني ترين" دوران روابط عمومي از ابتدا تاكنون بيان داشته اند. مقاله به زبان انگليسي
در دنياي كنوني تفكيك تبليغات، ارتباطات و روابط عمومي كمي مشكل است. در اينجا نظرات كارشناسي سه نفر از متخصصين روابط عمومي در خصوص " نقش روابط عمومي در شرايط تجاري امروز" آورده شده است. كارشناسان، دوره امروزي روابط عمومي ها را -خصوصا در آمريكا- "بحراني ترين" دوران روابط عمومي از ابتدا تاكنون بيان داشته اند. مقاله به زبان انگليسي
سكوت خبري براي كنفرنس ايپرا در ايران
تا حالا به اين موضوع فكري كرده بوديد كه چرا كنفرانس سالانه انجمن بين المللي روابط عمومي (ايپرا) كه براي اولين بار در خاور ميانه برگزار شد در ايران بازتابي نداشت؟ اين كنفرانس طي روزهاي 23 لغايت 25 آذرماه سال جاري در دبي برگزار شد و خبري از برگزاري كنفرانس به اين با اهميتي در خبرگزاريها و روزنامه هاي كشور منتشر نشد.البته از ايران تنها دو نفر در اين كنفرانس شركت كرده بودند. البته نه به عنوان سخنران بلكه به عنوان شركت كننده!
تا حالا به اين موضوع فكري كرده بوديد كه چرا كنفرانس سالانه انجمن بين المللي روابط عمومي (ايپرا) كه براي اولين بار در خاور ميانه برگزار شد در ايران بازتابي نداشت؟ اين كنفرانس طي روزهاي 23 لغايت 25 آذرماه سال جاري در دبي برگزار شد و خبري از برگزاري كنفرانس به اين با اهميتي در خبرگزاريها و روزنامه هاي كشور منتشر نشد.البته از ايران تنها دو نفر در اين كنفرانس شركت كرده بودند. البته نه به عنوان سخنران بلكه به عنوان شركت كننده!
لغت نامه خبرنگاران در مصاحبه هاي مطبوعاتي
شايد بارها شنيده ايد که شخصي که درست الف را تلفظ نمي کرد به طرف مقابلش گفت: اگر من مي گويم انف تو نگو انف، بلکه بگو انف. يعني طرف يک مترجم براي حرفهايش مي خواست. حالا کم و بيش خبرنگاران خودشان عادت کرده اند که منظور مصاحبه شونده را بفهند تا چگونه درج کنند.
البته ممکن است دوستان تعجب کنند که چطور يک روابط عمومي اين حرفها را مي زند. راستش من از طرفدارهاي سرسخت وحدت ميان روابط عمومي و روزنامه نگاران هستم و معتقدم روابط عمومي ها زحمت بسياري از کار اطلاع رساني شان گردن اين عزيزان است. ولي اينکه چرا توسط خبرنگاران جملاتي که مسوولان مي گويند اينگونه برداشت مي شود شايد علتش برميگردد به خود ما و اطرافيان مديريت ارشد که اطلاعات ناقص و خلاف واقع به آنها تحويل مي دهيم و اين مفاهيم براي دست اندرکاران رسانه ها جا افتاده است. البته اين بحثها فضا را زياد جدي نکنه. خيلي هاش طنزه. ولي باز به قول چيني ها: 70 درصد شوخي ها جدي است! لطفا با تامل بخوانيد:
1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!
2. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى همين الان فهميدم!
3. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!
4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !
5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!
6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم! (2) هنوز برنامه ريزي نکرده ايم
7. ما پيش بيني مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!
8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!
9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورهاست!
10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!
11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!
12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!
13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!
14. اشاره خواهم کرد يا تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!
15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته در كارى كه ما انجام خواهيم داد تاثيرى ندارد !
16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد، نبوده اند!
18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!
19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....!
20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع ندارم!
22- من آمارش را به شما نشان خواهم داد..... يعني فکر نکنيد خالي بستم (2) شماها که فراموش مي کنيد ولي اگه خيلي گير داديد يک کاري مي کنيم.
23- يکبار عرض کردم که... يعني بي خيال شو، خسته ام کردي. (2) من ميگم نره تو ميگي به دوش...
24- آمارها نشان مي دهند... يعني حرفي که مي زنم را تو رو خدا قبول کنيد...
25- اين جمله را ضبط نکنيد يا ننويسيد... يعني مي خواهم ببينم چقدر جنبه داري (2) ما زن و بچه داريم فقط خودت بدان و حافظ شيرازي و اهل عالم
26- من اين موضوع را نشنيدم... يعني شنيده ام. دارم فکر مي کنم کي خط داده حالش را بگيرم (2) دارم فكر مي كنم چه جوري جواب شما را بدهم
منبع: بخشهايي از آن را از مطلبي که يکبار در سايت روزي خوانده بودم استفاده کردم و اضافاتي هم من روي آن داشتم. اگر شما هم تکميل کنيد بد نيست بالاخره لغت نامه کاملي مي شود.
شايد بارها شنيده ايد که شخصي که درست الف را تلفظ نمي کرد به طرف مقابلش گفت: اگر من مي گويم انف تو نگو انف، بلکه بگو انف. يعني طرف يک مترجم براي حرفهايش مي خواست. حالا کم و بيش خبرنگاران خودشان عادت کرده اند که منظور مصاحبه شونده را بفهند تا چگونه درج کنند.
البته ممکن است دوستان تعجب کنند که چطور يک روابط عمومي اين حرفها را مي زند. راستش من از طرفدارهاي سرسخت وحدت ميان روابط عمومي و روزنامه نگاران هستم و معتقدم روابط عمومي ها زحمت بسياري از کار اطلاع رساني شان گردن اين عزيزان است. ولي اينکه چرا توسط خبرنگاران جملاتي که مسوولان مي گويند اينگونه برداشت مي شود شايد علتش برميگردد به خود ما و اطرافيان مديريت ارشد که اطلاعات ناقص و خلاف واقع به آنها تحويل مي دهيم و اين مفاهيم براي دست اندرکاران رسانه ها جا افتاده است. البته اين بحثها فضا را زياد جدي نکنه. خيلي هاش طنزه. ولي باز به قول چيني ها: 70 درصد شوخي ها جدي است! لطفا با تامل بخوانيد:
1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!
2. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى همين الان فهميدم!
3. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!
4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !
5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!
6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم! (2) هنوز برنامه ريزي نکرده ايم
7. ما پيش بيني مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!
8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!
9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورهاست!
10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!
11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود!
12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم!
13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم!
14. اشاره خواهم کرد يا تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم!
15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته در كارى كه ما انجام خواهيم داد تاثيرى ندارد !
16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد، نبوده اند!
18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد!
19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....!
20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع ندارم!
22- من آمارش را به شما نشان خواهم داد..... يعني فکر نکنيد خالي بستم (2) شماها که فراموش مي کنيد ولي اگه خيلي گير داديد يک کاري مي کنيم.
23- يکبار عرض کردم که... يعني بي خيال شو، خسته ام کردي. (2) من ميگم نره تو ميگي به دوش...
24- آمارها نشان مي دهند... يعني حرفي که مي زنم را تو رو خدا قبول کنيد...
25- اين جمله را ضبط نکنيد يا ننويسيد... يعني مي خواهم ببينم چقدر جنبه داري (2) ما زن و بچه داريم فقط خودت بدان و حافظ شيرازي و اهل عالم
26- من اين موضوع را نشنيدم... يعني شنيده ام. دارم فکر مي کنم کي خط داده حالش را بگيرم (2) دارم فكر مي كنم چه جوري جواب شما را بدهم
منبع: بخشهايي از آن را از مطلبي که يکبار در سايت روزي خوانده بودم استفاده کردم و اضافاتي هم من روي آن داشتم. اگر شما هم تکميل کنيد بد نيست بالاخره لغت نامه کاملي مي شود.
گوشه اي از تكنيك هاي روابط عمومي در آمريكا
بارها در همين وبلاگ از پيشرو بودن آمريكا در تكنيكهاي روابط عمومي مطالبي را نوشته بودم كه چرا آمريكا حرف اول را در روابط عمومي مي زند و از آن به عنوان كاربردي ترين شكل ممكن استفاده مي كند. خصوصا دولت جرج بوش و رسانه هاي حامي او اعتقاد خاصي به "روابط عمومي" دارند و اين بسيار مشهور است كه جرج بوش "روابط عمومي قوي" دارد.
مقاله اي مي خواندم در فصلنامه پژوهش و سنجش شماره مربوط به تابستان 82 با عنوان "خودسانسوري نهادينه در رسانههاي آمريكا" كه توسط محمدرضا نوروزپور ترجمه شده بود كه حاوي نكات جالبي بود. در اين مقاله نوشته شده بود:
" ... دولت بوش اول تكنيكهاي روابط عمومي را به گونهاي ارتقا داد كه با انتخاب دقيق و حساب شده نام عمليات، نگرش سياسي افكار عمومي را شكل دهند.
حملهي آمريكا به پاناما در دسامبر 1989 با شعار «عمليات هدف عادلانه»، كه بلافاصله تيتر رسانهها شد، پيش رفت. «شمار زيادي از گويندگان خبر استفاده از عبارت هدف عادلانه را به سرعت رواج دادند و همين دولتهاي بوش و كلينتون را تشويق كرد تا از واژههاي نظير آن بيشتر استفاده كنند».
چنان كه نانبرگ اشاره ميكند: «كل ماجرا همين نامگذاري است و اين به هيچ وجه تصادفي نيست كه عباراتي مانند هدف عادلانه بلافاصله در سراسر شبكههاي خبري كابلي رواج مييابند و پوشش خبري را با اين عناوين جذاب و با استفاده از لوگوهاي عجيب و غريب مزين ميكنند».
از سوي ديگر پنتاگون در تهيهي تصاويري كه بيشتر شبيه بازيهاي رايانهاي است و برخورد دقيق موشكهاي آمريكايي را با هدفهايشان نشان ميدهد، ماهر و كاركشته شده است و درست در همان زمان به منظور استفاده هر چه بهتر از واژهها، پانويسهاي ويژهاي را در مقياسي وسيع براي پخش از تلويزيون آماده ميكند.از جنگ اول خليج فارس در سال 1991 تاكنون، افرادي كه به گونهاي در طيف سياسي قرار داشتهاند از اين حملهي خشن و مرگبار تنها با عبارت »عمليات طوفان صحرا» يا گاهي فقط «طوفان صحرا»، ياد كردهاند. براي كسي كه به طور اتفاقي چيزي از اين ماجرا ميشنوند اين فاجعه مانند يك اتفاق، يك حادثهي طبيعي و يا خواست خداوند به نظر ميرسد. ژنرال چارلز مك كلين رئيس روابط عمومي ارتش بلافاصله پس از پايان جنگ خليج فارس گفت: «شناخت عمليات ميتواند به اندازهي انجام آن در پيروزي مهم باشد.
در اكتبر 2001، دولت بوش در حالي كه افغانستان را به موشك بسته بود شعار «عمليات عدالت بيكران» را علم كرد و زماني كه متوجه شده اين شعار خوشايند مسلمانان نيست، چرا كه در اعتقادات آنها تنها خداوند است كه ميتواند مجري عدالت بيكران باشد، به آرامي آن را با شعار فريبندهي ديگري جايگزين كرد. «آزادي پايدار» به زودي به عنوان جايگزين مناسبي براي «عدالت بيكران» از سوي رسانههاي آمريكايي پذيرفته شد، عبارتي مضحك كه تنها يك انديشهي ترسناك و گستاخ ميتوانست آن را در مورد مردمي كه هيچ انتخابي جز تحمل آزادي پنتاگون در بمبارن خود نداشتند، پيشنهاد بدهد.دستاندركاران كاخ سفيد در طراحي عمليات نظامي آمريكا درست مانند مديران بازاريابي فكر ميكنند. در تابستان 2002، وقتي اندروكارد، رئيس ستاد پرزيدنت بوش با نيويورك تايمز گفتوگو ميكرد، حقيقت سادهاي، در واقع از دهانش پريد: «از زاويهي ديد يك بازارياب، شما محصولات جديد را ماه آگوست ارايه نميكنيد». بنابراين تصادفي نبود كه تلاشها و توجيهات اصلي براي حمله به عراق تا ماه سپتامبر 2002 رخ نداد و تنها از اين تاريخ به بعد بود كه ناگهان به اوج خود رسيد... " بدون شك دست اندركاران روابط عمومي و رسانهاي كاخ سفيد نه تنها براي انتخاب شعارها و اسامي عمليات بلكه براي تمام كارهايي كه با افكار عمومي روبرو است دقت و وسواس خاصي دارند.
بارها در همين وبلاگ از پيشرو بودن آمريكا در تكنيكهاي روابط عمومي مطالبي را نوشته بودم كه چرا آمريكا حرف اول را در روابط عمومي مي زند و از آن به عنوان كاربردي ترين شكل ممكن استفاده مي كند. خصوصا دولت جرج بوش و رسانه هاي حامي او اعتقاد خاصي به "روابط عمومي" دارند و اين بسيار مشهور است كه جرج بوش "روابط عمومي قوي" دارد.
مقاله اي مي خواندم در فصلنامه پژوهش و سنجش شماره مربوط به تابستان 82 با عنوان "خودسانسوري نهادينه در رسانههاي آمريكا" كه توسط محمدرضا نوروزپور ترجمه شده بود كه حاوي نكات جالبي بود. در اين مقاله نوشته شده بود:
" ... دولت بوش اول تكنيكهاي روابط عمومي را به گونهاي ارتقا داد كه با انتخاب دقيق و حساب شده نام عمليات، نگرش سياسي افكار عمومي را شكل دهند.
حملهي آمريكا به پاناما در دسامبر 1989 با شعار «عمليات هدف عادلانه»، كه بلافاصله تيتر رسانهها شد، پيش رفت. «شمار زيادي از گويندگان خبر استفاده از عبارت هدف عادلانه را به سرعت رواج دادند و همين دولتهاي بوش و كلينتون را تشويق كرد تا از واژههاي نظير آن بيشتر استفاده كنند».
چنان كه نانبرگ اشاره ميكند: «كل ماجرا همين نامگذاري است و اين به هيچ وجه تصادفي نيست كه عباراتي مانند هدف عادلانه بلافاصله در سراسر شبكههاي خبري كابلي رواج مييابند و پوشش خبري را با اين عناوين جذاب و با استفاده از لوگوهاي عجيب و غريب مزين ميكنند».
از سوي ديگر پنتاگون در تهيهي تصاويري كه بيشتر شبيه بازيهاي رايانهاي است و برخورد دقيق موشكهاي آمريكايي را با هدفهايشان نشان ميدهد، ماهر و كاركشته شده است و درست در همان زمان به منظور استفاده هر چه بهتر از واژهها، پانويسهاي ويژهاي را در مقياسي وسيع براي پخش از تلويزيون آماده ميكند.از جنگ اول خليج فارس در سال 1991 تاكنون، افرادي كه به گونهاي در طيف سياسي قرار داشتهاند از اين حملهي خشن و مرگبار تنها با عبارت »عمليات طوفان صحرا» يا گاهي فقط «طوفان صحرا»، ياد كردهاند. براي كسي كه به طور اتفاقي چيزي از اين ماجرا ميشنوند اين فاجعه مانند يك اتفاق، يك حادثهي طبيعي و يا خواست خداوند به نظر ميرسد. ژنرال چارلز مك كلين رئيس روابط عمومي ارتش بلافاصله پس از پايان جنگ خليج فارس گفت: «شناخت عمليات ميتواند به اندازهي انجام آن در پيروزي مهم باشد.
در اكتبر 2001، دولت بوش در حالي كه افغانستان را به موشك بسته بود شعار «عمليات عدالت بيكران» را علم كرد و زماني كه متوجه شده اين شعار خوشايند مسلمانان نيست، چرا كه در اعتقادات آنها تنها خداوند است كه ميتواند مجري عدالت بيكران باشد، به آرامي آن را با شعار فريبندهي ديگري جايگزين كرد. «آزادي پايدار» به زودي به عنوان جايگزين مناسبي براي «عدالت بيكران» از سوي رسانههاي آمريكايي پذيرفته شد، عبارتي مضحك كه تنها يك انديشهي ترسناك و گستاخ ميتوانست آن را در مورد مردمي كه هيچ انتخابي جز تحمل آزادي پنتاگون در بمبارن خود نداشتند، پيشنهاد بدهد.دستاندركاران كاخ سفيد در طراحي عمليات نظامي آمريكا درست مانند مديران بازاريابي فكر ميكنند. در تابستان 2002، وقتي اندروكارد، رئيس ستاد پرزيدنت بوش با نيويورك تايمز گفتوگو ميكرد، حقيقت سادهاي، در واقع از دهانش پريد: «از زاويهي ديد يك بازارياب، شما محصولات جديد را ماه آگوست ارايه نميكنيد». بنابراين تصادفي نبود كه تلاشها و توجيهات اصلي براي حمله به عراق تا ماه سپتامبر 2002 رخ نداد و تنها از اين تاريخ به بعد بود كه ناگهان به اوج خود رسيد... " بدون شك دست اندركاران روابط عمومي و رسانهاي كاخ سفيد نه تنها براي انتخاب شعارها و اسامي عمليات بلكه براي تمام كارهايي كه با افكار عمومي روبرو است دقت و وسواس خاصي دارند.
درباره نشريات علمي – پژوهشي
شايد تاكنون هر چه در روابط عمومي از نشريات صحبت شده است مربوط به خبرنامه و نشريه داخلي در قالب هفته نامه و ماهنامه و... باشد و كمتر به مجلات علمي پژوهشي اشاره اي شده است و روابط عمومي ها هم كمتر به سراغ اين موضوع رفته اند. مخصوصا آنكه كم و بيش دانشجويان براي انتشار چكيده پايان نامه هاي خود به روابط عمومي ها هم مراجعه مي كنند و شايد انتشار اين نوع فصلنامه براي روابط عمومي هاي سازمانهاي بزرگ يا وزارتخانه ها بسيار مفيد باشد.
به عنوان مثال وزارتخانه هاي جهاد كشاورزي، امور اقتصادي و دارايي، بازرگاني و سازمان مديريت و برنامه ريزي توانسته اند رتبه "علمي – پژوهشي" را براي فصلنامه شان كسب كنند. دانشكده هاي اقتصاد دانشگاه هاي تهران و علامه طباطبايي نيز همين طور. جالب تر اينكه فصلنامه "اطلاعات سياسي و اقتصادي" موسسه اطلاعات هم داراي رتبه "علمي – پژوهشي" است و در مقابل تاكنون نشريات بانك مركزي، بانك كشاورزي، دانشكده مديريت دانشگاه تهران و... هم نتوانسته اند اين اعتبار را به دست آورند. البته با توجه به بحث بودجه و كمبود منابع علمي هم، تداوم انجام اين كار قابل تامل مي باشد.
اين نوع نشريات براي اينكه بتوانند امتياز علمي كسب كنند بايد ضوابط و شرايطي را رعايت كنند كه در اينجا آيين نامه تعيين اعتبار مجله هاي علمي را كه توسط معاونت پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري منتشر شده است را ذكر مي كنم.
ماده 1 – مقدمه .... (زياد مهم نيست.)
ماده ٢ تعريف ها
مجله علمي بر دو نوع است:
2-1 پژوهشي شامل مقاله هايي كه به ارائه يافته هاي جديد پژوهشي مي پردازد و جامعه علمي آن را پژوهشي تلقي مي كند، اعم از پژوهشهاي بنيادي، كاربردي يا توسعه اي
٢-٢ ترويجي شامل مقاله هاي و نوشتارهايي است كه به ترويج رشته اي يا رشته هايي از علوم مي پردازد.
2-3 موسسه به نهادهايي اطلاق مي شود كه خودشان نوعاَ درگير پژوهش يا آموزش هستند. بنابراين به انجمنها و ناشران موسسسه اطلاق نمي شود.
ماده ٣ - ضوابط پذيرش مجله ها براي اعتبار گذاري
٣-١ مدير مسئول و سردبير در همان زمينه اي كه موضوع مجله است، با تائيد كميسيون ، از افراد معتبر و شاخص علمي باشند.
٣-٢ اعظاي هيات ويراستاران (هيات تحريريه) در همان زمينه مجله شاخص باشند، و توان پژوهشي خود را در سطح ملي و بين المللي نشان داده باشند.
٣-٣ اگر مجله را موسسه اي منتشر مي گند، اكثر اعضاي هيات ويراستاران (هيات تحريريه) خارج از موسسه باشند.
3-4 اگر مجله را موسسه منتشر مي كند، اكثر مقاله هاي آن از نويسندگان خارج از آن موسسه باشند.
٣-٥ تعداد مقاله ها و صفحات هر مجله ، اعم از "پژوهشي" يا "ترويجي" به تشخيص كميسيون ، در حدود متعارف و مناسب باشد.
٣-٦ دست كم ٩٠ درصد محتواي مجله پژوهشي مقاله هاي علمي – پژوهشي باشد.
٣-٧ دست كم ٧٠ درصد محتواي مجله ترويجي مقاله هاي علمي- ترويجي باشد
٣-٨ براي بررسي تعيين اعتبار ، بايد دست كم ٣ شماره از مجله مورد نظر منتشر شده باشد.
٣-٩ مجله مورد نظر بايد دست كم ٢ شماره در سال ، به صورت مجزا، منتشر شود.
٣-١٠ تاريخ انتشار مجله بايد بهنگام باشد.
٣-١١ مجله نمايه سالانه داشته باشد.
تبصره: ١ بند ٣-٨ در مورد مجله هايي كه انجمن هاي علمي رسمي متقاضي داشته اعمال نمي شود.
ماده ٤ - مدت اعتبار و تمديد آن
مدت اعتبار مجله ٤ سال است. كميسيون هر ٤ سال يك بار مجله هاي معتبر را دوباره ارزيابي مي كند و در مورد تمديد يا لغو اعتبار آنها تصميم مي گيرد.
تبصره٢: اين ارزيابي با تقاضاي مدير مسئول مجله، شش ماه قبل از پايان مدت اعتبار انجام مي شود.
تبصره ٣ كميسيون ، چنانچه تشخيص بدهد كه مجله اي ضوابط را رعايت نكرده است، مي توانند قبل از انقضاي چهار سال به آن مجله اي اخطار كند و در مورد ادامه انتشار يا لغو اعتبار تصميم بگيرد.
سايت مرتبط: معاونت پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوريhttp://www.redmi.org
شايد تاكنون هر چه در روابط عمومي از نشريات صحبت شده است مربوط به خبرنامه و نشريه داخلي در قالب هفته نامه و ماهنامه و... باشد و كمتر به مجلات علمي پژوهشي اشاره اي شده است و روابط عمومي ها هم كمتر به سراغ اين موضوع رفته اند. مخصوصا آنكه كم و بيش دانشجويان براي انتشار چكيده پايان نامه هاي خود به روابط عمومي ها هم مراجعه مي كنند و شايد انتشار اين نوع فصلنامه براي روابط عمومي هاي سازمانهاي بزرگ يا وزارتخانه ها بسيار مفيد باشد.
به عنوان مثال وزارتخانه هاي جهاد كشاورزي، امور اقتصادي و دارايي، بازرگاني و سازمان مديريت و برنامه ريزي توانسته اند رتبه "علمي – پژوهشي" را براي فصلنامه شان كسب كنند. دانشكده هاي اقتصاد دانشگاه هاي تهران و علامه طباطبايي نيز همين طور. جالب تر اينكه فصلنامه "اطلاعات سياسي و اقتصادي" موسسه اطلاعات هم داراي رتبه "علمي – پژوهشي" است و در مقابل تاكنون نشريات بانك مركزي، بانك كشاورزي، دانشكده مديريت دانشگاه تهران و... هم نتوانسته اند اين اعتبار را به دست آورند. البته با توجه به بحث بودجه و كمبود منابع علمي هم، تداوم انجام اين كار قابل تامل مي باشد.
اين نوع نشريات براي اينكه بتوانند امتياز علمي كسب كنند بايد ضوابط و شرايطي را رعايت كنند كه در اينجا آيين نامه تعيين اعتبار مجله هاي علمي را كه توسط معاونت پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري منتشر شده است را ذكر مي كنم.
ماده 1 – مقدمه .... (زياد مهم نيست.)
ماده ٢ تعريف ها
مجله علمي بر دو نوع است:
2-1 پژوهشي شامل مقاله هايي كه به ارائه يافته هاي جديد پژوهشي مي پردازد و جامعه علمي آن را پژوهشي تلقي مي كند، اعم از پژوهشهاي بنيادي، كاربردي يا توسعه اي
٢-٢ ترويجي شامل مقاله هاي و نوشتارهايي است كه به ترويج رشته اي يا رشته هايي از علوم مي پردازد.
2-3 موسسه به نهادهايي اطلاق مي شود كه خودشان نوعاَ درگير پژوهش يا آموزش هستند. بنابراين به انجمنها و ناشران موسسسه اطلاق نمي شود.
ماده ٣ - ضوابط پذيرش مجله ها براي اعتبار گذاري
٣-١ مدير مسئول و سردبير در همان زمينه اي كه موضوع مجله است، با تائيد كميسيون ، از افراد معتبر و شاخص علمي باشند.
٣-٢ اعظاي هيات ويراستاران (هيات تحريريه) در همان زمينه مجله شاخص باشند، و توان پژوهشي خود را در سطح ملي و بين المللي نشان داده باشند.
٣-٣ اگر مجله را موسسه اي منتشر مي گند، اكثر اعضاي هيات ويراستاران (هيات تحريريه) خارج از موسسه باشند.
3-4 اگر مجله را موسسه منتشر مي كند، اكثر مقاله هاي آن از نويسندگان خارج از آن موسسه باشند.
٣-٥ تعداد مقاله ها و صفحات هر مجله ، اعم از "پژوهشي" يا "ترويجي" به تشخيص كميسيون ، در حدود متعارف و مناسب باشد.
٣-٦ دست كم ٩٠ درصد محتواي مجله پژوهشي مقاله هاي علمي – پژوهشي باشد.
٣-٧ دست كم ٧٠ درصد محتواي مجله ترويجي مقاله هاي علمي- ترويجي باشد
٣-٨ براي بررسي تعيين اعتبار ، بايد دست كم ٣ شماره از مجله مورد نظر منتشر شده باشد.
٣-٩ مجله مورد نظر بايد دست كم ٢ شماره در سال ، به صورت مجزا، منتشر شود.
٣-١٠ تاريخ انتشار مجله بايد بهنگام باشد.
٣-١١ مجله نمايه سالانه داشته باشد.
تبصره: ١ بند ٣-٨ در مورد مجله هايي كه انجمن هاي علمي رسمي متقاضي داشته اعمال نمي شود.
ماده ٤ - مدت اعتبار و تمديد آن
مدت اعتبار مجله ٤ سال است. كميسيون هر ٤ سال يك بار مجله هاي معتبر را دوباره ارزيابي مي كند و در مورد تمديد يا لغو اعتبار آنها تصميم مي گيرد.
تبصره٢: اين ارزيابي با تقاضاي مدير مسئول مجله، شش ماه قبل از پايان مدت اعتبار انجام مي شود.
تبصره ٣ كميسيون ، چنانچه تشخيص بدهد كه مجله اي ضوابط را رعايت نكرده است، مي توانند قبل از انقضاي چهار سال به آن مجله اي اخطار كند و در مورد ادامه انتشار يا لغو اعتبار تصميم بگيرد.
سايت مرتبط: معاونت پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فن آوريhttp://www.redmi.org
چرا كسي روابط عمومي ها را به عنوان جنس پاسخگو نمي شناسد؟
بلاگر محترم روابط عمومي كاربردي در مطلبي با عنوان " از روابط عمومی چه بخواهيم... " مي نويسد كه اگر كارتان به سازماني، اداره اي و ... افتاد كه نمي دانستيد بايد از كجا شروع كنيد اول از همه سراغ روابط عمومي برويد. واقعا حرف به جايي است ولي امان از آن روزي كه روابط عمومي از اين كار هم، شانه خالي كند. به عنوان مثال چندي پيش كه جشنواره روابط عمومي هاي استان تهران بود به روابط عمومي مجري اين جشنواره (يك سازمان دولتي) زنگ زدم ببينم كه آخرين مهلت چه زماني است. بنده خدا كارمند روابط عمومي كه شماره او را هم اعلام كرده بودند با بي حالي تمام گفت: آقا من اصلا ليسانس فلان دارم (يك رشته خيلي پرت!) و كار روابط عمومي هم دوست ندارم به زور من را آوردند اينجا... (انگار من مي توانم با مدير سازمانش صحبت كنم كه او را جابجا كنند) من هيچ اطلاعي ندارم...
به قول بلاگر روابط عمومي كاربردي " روابط عمومی به اصطلاح پارتی هر مراجعه کننده سازمانی می تواند باشد." اين عبارت خيلي زيباست و حاصل چندين سال تجربه كاري در روابط عمومي است. واقعيت هم همين است ولي آن بنده خدا، انگار مي خواست من برايش پارتي بازي كنم! بگذريم...
آقاي مزيناني به دغدغه مهمي اشاره كردند و راه حلي هم ارايه كردند. اما يك سوال: "چرا كسي روابط عمومي ها را به عنوان جنس پاسخگو نمي شناسد؟"
بلاگر محترم روابط عمومي كاربردي در مطلبي با عنوان " از روابط عمومی چه بخواهيم... " مي نويسد كه اگر كارتان به سازماني، اداره اي و ... افتاد كه نمي دانستيد بايد از كجا شروع كنيد اول از همه سراغ روابط عمومي برويد. واقعا حرف به جايي است ولي امان از آن روزي كه روابط عمومي از اين كار هم، شانه خالي كند. به عنوان مثال چندي پيش كه جشنواره روابط عمومي هاي استان تهران بود به روابط عمومي مجري اين جشنواره (يك سازمان دولتي) زنگ زدم ببينم كه آخرين مهلت چه زماني است. بنده خدا كارمند روابط عمومي كه شماره او را هم اعلام كرده بودند با بي حالي تمام گفت: آقا من اصلا ليسانس فلان دارم (يك رشته خيلي پرت!) و كار روابط عمومي هم دوست ندارم به زور من را آوردند اينجا... (انگار من مي توانم با مدير سازمانش صحبت كنم كه او را جابجا كنند) من هيچ اطلاعي ندارم...
به قول بلاگر روابط عمومي كاربردي " روابط عمومی به اصطلاح پارتی هر مراجعه کننده سازمانی می تواند باشد." اين عبارت خيلي زيباست و حاصل چندين سال تجربه كاري در روابط عمومي است. واقعيت هم همين است ولي آن بنده خدا، انگار مي خواست من برايش پارتي بازي كنم! بگذريم...
آقاي مزيناني به دغدغه مهمي اشاره كردند و راه حلي هم ارايه كردند. اما يك سوال: "چرا كسي روابط عمومي ها را به عنوان جنس پاسخگو نمي شناسد؟"
امور تربيتي و روابط عمومي
اي روابط عمومي بيچاره! حتي معلم هاي امور تربيتي هم عارشان مي آيد بر آنها نام روابط عمومي بگذارند. و باز هم كار روابط عمومي را تا حد پلاكارد و پوستر چسباندن تنزل داده اند. روزنامه همشهري نوشته: " تمامي كارهايي كه وظيفه واحدهاي روابط عمومي در سازمان ها و نهادهاي دولتي و حتي خصوصي است و همگي در حد برگزاري جشن ها، مناسبت هاي ملي و مذهبي، چسباندن پلاكارد، اعلاميه و ديوار نوشته هاي مربوط به اين مناسبت هاست، و انجام آنها، نه تنها به يك نفر نيروي انساني، بلكه به ده ها نيرو نياز دارد، به مربي پرورشي مدرسه واگذار مي شود..."
و دست آخر نتيجه گيري كرده:" ... بايد فعاليت هاي شكلي و محتوايي جدا از هم ديده شود و افرادي مسئول روابط عمومي و تبليغات در مدرسه باشند ..."
جا دارد روابط عمومي آموزش و پرورش جوابي را براي آنها ارسال كند. اگر هم اين كار را نكرد به نظرم آقاي مظفري همكار بلاگرمان در آموزش و پرورش بهترين كسي هستند كه بتوانند جوابشان را بدهند.
اي روابط عمومي بيچاره! حتي معلم هاي امور تربيتي هم عارشان مي آيد بر آنها نام روابط عمومي بگذارند. و باز هم كار روابط عمومي را تا حد پلاكارد و پوستر چسباندن تنزل داده اند. روزنامه همشهري نوشته: " تمامي كارهايي كه وظيفه واحدهاي روابط عمومي در سازمان ها و نهادهاي دولتي و حتي خصوصي است و همگي در حد برگزاري جشن ها، مناسبت هاي ملي و مذهبي، چسباندن پلاكارد، اعلاميه و ديوار نوشته هاي مربوط به اين مناسبت هاست، و انجام آنها، نه تنها به يك نفر نيروي انساني، بلكه به ده ها نيرو نياز دارد، به مربي پرورشي مدرسه واگذار مي شود..."
و دست آخر نتيجه گيري كرده:" ... بايد فعاليت هاي شكلي و محتوايي جدا از هم ديده شود و افرادي مسئول روابط عمومي و تبليغات در مدرسه باشند ..."
جا دارد روابط عمومي آموزش و پرورش جوابي را براي آنها ارسال كند. اگر هم اين كار را نكرد به نظرم آقاي مظفري همكار بلاگرمان در آموزش و پرورش بهترين كسي هستند كه بتوانند جوابشان را بدهند.
روابط عمومي براي ترميم وجهه يك كشور
اين خبر جالب است. رئيس جمهوري آمريكا براي كمك به ترميم وجهه آمريكا در خارج از كشور, يكي از مشاوران نزديك خود را به عنوان مسئول روابط عمومي امورخارجه آمريكا معرفي كرد... اين انتخاب بايد به تاييد سنا نيز برسد. نكته: اين خبر توجه و اعتقاد رييس جمهور يك كشور و همچنين مجلس سنا براي ترميم وجهه اين كشور در جهان (خصوصا جهان عرب) به نقش و جايگاه روابط عمومي را نشان مي دهد. در اين باره:
Soft sell needed to change U.S. imageA boost for America's PR
اين خبر جالب است. رئيس جمهوري آمريكا براي كمك به ترميم وجهه آمريكا در خارج از كشور, يكي از مشاوران نزديك خود را به عنوان مسئول روابط عمومي امورخارجه آمريكا معرفي كرد... اين انتخاب بايد به تاييد سنا نيز برسد. نكته: اين خبر توجه و اعتقاد رييس جمهور يك كشور و همچنين مجلس سنا براي ترميم وجهه اين كشور در جهان (خصوصا جهان عرب) به نقش و جايگاه روابط عمومي را نشان مي دهد. در اين باره:
Soft sell needed to change U.S. imageA boost for America's PR
مخاطبسنجي ؛ فصل مشترك روابط عمومي و بازاريابي
ماهنامه بازاريابي: "...با توجه به اين كه بين متعصبان و جزمانديشان دو حوزه روابط عمومي و بازاريابي بحث تقدم و تاخر اين دو حوزه نسبت به يكديگر بحث كلاسيك و كهنهاي است اما بهطور حتم براي همه واقعبينان اين دو عرصه، اين امر كه روابط عمومي و بازاريابي مكمل يكديگر هستند. جاي هيچ نكته ابهامي نيست بهطوري كه فيليپ كاتلر استاد پرآوازه بازاريابي معتقد است كه با توجه به چند بخشي شدن مخاطب و مشتري (تخصصي شدن مخاطب) بازاريابي نيازمند به روابط عمومي و ابزارهاي آن در راستاي رسيدن به اهداف خود است، از اينرو در بازاريابي بايد از علم روابط عمومي و ابزارهاي آن كه وي آنرا «مداد» مينامند، استفاده كرد...."
ماهنامه بازاريابي: "...با توجه به اين كه بين متعصبان و جزمانديشان دو حوزه روابط عمومي و بازاريابي بحث تقدم و تاخر اين دو حوزه نسبت به يكديگر بحث كلاسيك و كهنهاي است اما بهطور حتم براي همه واقعبينان اين دو عرصه، اين امر كه روابط عمومي و بازاريابي مكمل يكديگر هستند. جاي هيچ نكته ابهامي نيست بهطوري كه فيليپ كاتلر استاد پرآوازه بازاريابي معتقد است كه با توجه به چند بخشي شدن مخاطب و مشتري (تخصصي شدن مخاطب) بازاريابي نيازمند به روابط عمومي و ابزارهاي آن در راستاي رسيدن به اهداف خود است، از اينرو در بازاريابي بايد از علم روابط عمومي و ابزارهاي آن كه وي آنرا «مداد» مينامند، استفاده كرد...."
روابط عمومي چيست؟
روابط عمومي از ديدگاه عده اي علماز ديدگاه گروهي فنو به باور عده اي ديگر هنر است
روابط عمومي از ديدگاه عده اي علماز ديدگاه گروهي فنو به باور عده اي ديگر هنر است
انجمن جهاني روابط عمومي هم از روابط عمومي تعريفي دارد:"روابط عمومي بخشي از وظايف مديريت سازمان است. عملي است ممتد، مداوم و طرح ريزي شده كه از طريق آن، افراد و سازمانها مي كوشند تا تفاهم و پشتيباني كساني را كه با آنها سر و كار دارند به دست آورند"
روابط عمومي درکشورهاي رو به توسعه و ايدئولوژيک
"...اگر چه در جوامع غير دمکراتيک و ايدئولوژيک نيز از عنوان و ساختار روابط عمومي بهره مي جويند ليکن بيشتر از هر چيز جبراً به خاطر تعاملات بين المللي و به منظور ايجادارتباط با ساير مللضرورت دارد که مجهز به زبان روابط عمومي باشند به همين خاطر جوامع غير مدرن جهت رتق وفتق امور اجباراً نياز به چنين مؤسساتي دارند. در همين حد هم اگر ( علي الظاهر ) روابط عمومي در جوامع غير مدرن و ايدئولوژيک بخواهد خيرخواهانه يک سويه با مخاطبين خود رابطه اي برقرار کند بازنمي توان فعاليتهاي آن جوامع را در تعارف وقالب هاي روابط عمومي ( با در نظر گرفتن تعاريف خرد و کلان در خصوص روابط عمومي ) جاي داد بلکه مي تواند با نگاهي خوش بينانه شکلي از تبليغات سفيد و يا حداقل خاکستري را به اين گونه روابط عمومي هاي ايشان اطلاق کرد..." به نقل از خبرگزاري حيات
"...اگر چه در جوامع غير دمکراتيک و ايدئولوژيک نيز از عنوان و ساختار روابط عمومي بهره مي جويند ليکن بيشتر از هر چيز جبراً به خاطر تعاملات بين المللي و به منظور ايجادارتباط با ساير مللضرورت دارد که مجهز به زبان روابط عمومي باشند به همين خاطر جوامع غير مدرن جهت رتق وفتق امور اجباراً نياز به چنين مؤسساتي دارند. در همين حد هم اگر ( علي الظاهر ) روابط عمومي در جوامع غير مدرن و ايدئولوژيک بخواهد خيرخواهانه يک سويه با مخاطبين خود رابطه اي برقرار کند بازنمي توان فعاليتهاي آن جوامع را در تعارف وقالب هاي روابط عمومي ( با در نظر گرفتن تعاريف خرد و کلان در خصوص روابط عمومي ) جاي داد بلکه مي تواند با نگاهي خوش بينانه شکلي از تبليغات سفيد و يا حداقل خاکستري را به اين گونه روابط عمومي هاي ايشان اطلاق کرد..." به نقل از خبرگزاري حيات
نمونه اي از تجربه وبلاگ در جنرال موتورز
باب لاتز نائب رئيس بخش توسعه محصولات جهاني در شركت "جنرال موتورز" است وبلاگي را با نام Fast Lane blog براي اين شركت مشهور راه اندازي كرده است. بلاگي كه 5000 بازديد كننده دائمي دارد و روزانه بيش از 13000 نفر از آن ديدن مي كنند. او در مقاله اي در نشريه Information Week از تجربياتش در زمينه وبلاگنويسي براي شركت GM نوشته است. او براي اين وبلاگ رسمي 5 اصل به عنوان منشور اخلاقي تعريف كرده است:
We will tell the truth. We will acknowledge and correct any mistakes promptly.We will not delete comments unless they are spam, off-topic, or defamatory.We will reply to comments when appropriate as promptly as possible. We will link to online references and original source materials directlyWe will disagree with other opinions respectfully.
خلاصه اين مقاله مي گويد كه در مجموع راه اندازي وبلاگ (خصوصا دسته جمعي) براي شركتها و سازمانها و... مفيد است. محيطي را فراهم مي كند كه چند نفر با ديدگاه هاي متفاوت محصولات سازمان شما را به نقد مي كشند و يا از آن تمجيد مي كنند كه اين، مورد قضاوت ساير بازديدكنندگان قرار مي گيرد. او مي گويد: بگذاريد مردم درباره شما اظهار نظر كنند نه اينكه با وب سايت يك طرفه تان به آنها بگوييد ما بهترينيم!* * *ياد آن جمله قديمي ام افتادم كه روزي نوشتم: وبلاگ همان وب سايت است ولي با روابط عمومي بهتر! * وب سايت جنرال موتورز http://www.gm.com
* وبلاگهاي رسمي جنرال موتورز: http://gmblogs.com
روابط عمومی در گذر زمان
"... نخستين انجمن روابط عمومي در ايالات متحده آمريکا در سال ۱۹۴۸ تشکيل شد. به دنبال آن، انجمنهاي مشابهي با اهداف مشترک در ديگر کشورهاي صنعتي تأسيس شد. در سال ۱۹۴۹ "انجمن بينالمللي روابط عمومي" با تلاش انجمنهاي ملي کشورهاي صنعتي تشکيل شد که شاخه تخصصي رشته آن در شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد است..." >>> لينک مستقيم قسمت اول اين مقاله / لينک مستقيم قسمت دوم

چکیده پایان نامه دکتر شکرخواه
مطالب ارايه شده در جلسه دفاعيه دکتر يونس شکرخواه با عنوان روزنامه نگاري سنتي و روزنامه نگاري سايبر در جامعه اطلاعاتي، در اينترنت موجود است. علاوه بر مطالب پرمغز اين مجموعه، سليقه استاد در صفحه بندی و استفاده از رنگها در زيبا جلوه کردن اين مطلب هم فوق العاده جذاب است. فايل پی دی اف
روابط عمومي الكترونيك: از فرعيات تا امري اجباري
1- دکتر محمد علي الستي، کارشناس ارتباطات ميگويد: (در كشور ما) روابط عمومي الکترونيکي از فرعيات است. .. اينترنت، تنها ژستي براي افراد جامعه شده که عملا در توليد اطلاعات علمي و توسعه و پژوهش نقش چنداني ندارند.
2- هنردوست معاون بينالمللي و ارتباطات سازمان صدا و سيما: پرداختن به روابط عمومي الكترونيك يك الزام است.
3- رييس انجمن متخصصان روابط عمومي گفت: توسعهي روابط عمومي الكترونيك نه تنها يك ضرورت بلكه يك اجبار است. .. روابط عموميها به دلايل مختلف بايد آرام، آرام روشهاي سنتي را كنار گذاشته و با استفاده از ابزار روابط عمومي الكترونيك وظايفشان را انجام دهند
جيوه گري
اين روزها، روزهاي جالبي است. به قول يكي از دوستان بعضي ها "جيوه گري" را به اوج خود رسانده اند! يكي از مديراني كه چندي پيش حمايت خود را از طريق روزنامه شرق از آقاي هاشمي اعلام كرده بود، امروز در يك آگهي تبليغي در صفحه اول روزنامه "كيهان" حمايت جانانه خود را از آقاي احمدي نژاد اعلام كرده است!
البته صحبتهاي آقاي باهنر هم جالب است. كسي كه حاضر نشد حتي در مرحله دوم و در بين تنها دو نامزد از آقاي احمدي نژاد حمايت كند يكباره مدعي شد كه من اولين كسي بودم كه بحث رييس جمهور شدن ايشان را مطرح كردم. >>>
جزييات ويژه برنامههاي روابط عمومي الكترونيك در دومين كنفرانس بين المللي روابط عمومي ايران
تهران- خبرگزاري كار ايرانجزييات ويژه برنامههاي روابط عمومي الكترونيك در دومين كنفرانس بينالمللي روابط عمومي ايران اعلام شد.به گزارش خبرگزاري كار ايران، ايلنا، به نقل از ستاد خبري كنفرانس، چاپ و انتشار 5 كتاب تخصصي روابط عمومي با عنوانهاي روابط عمومي الكترونيك مقدمه و اشنايي، مجموعه مقالات روابط عمومي الكترونيك، سياست ارتباط جمعي در اينترنت و ميزان بهرهگيري مقامات ارشد روابط عمومي و ارتباطات آمريكا از اينترنت، روابط عمومي در عصر ديجيتال و نخستين كتاب مرجع روابط عمومي الكترونيك از ويژه برنامههاي اين كنفرانس است.ارايه دو پژوهش در زمينه روابط عمومي الكترونيك با عنوانهاي بررسي وضعيت و ميزان بهرهگيري روابط عموميهاي دولتي شهر تهران از اينترنت بررسي تحقق روابط عمومي الكترونيك در دانشگاههاي دولتي شهر تهران و شيوههاي تبليغات در سايتهاي فارسي زبان توسط محمد مهدي فتورهچي پژوهشگر موسسه مطالعات و تحقيقات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و غلامرضا رضايي كارشناس ارشد ارتباطات از جمله ويژه برنامههاي اين كنفرانس است.همچنين همزمان با برگزاري كنفرانس اولين مركز تخصصي روابط الكترونيك ايران به منظور ارايه خدمات تخصصي راهاندازي ميشود.نشست تخصصي روابط عمومي الكترونيك با حضور يكي از متخصصان تراز اول اين عرصه در مرداد ماه برگزار ميگردد و شركت علاقمندان در اين نشست رايگان خواهد بود.مسووليت اين كميته را حسين امامي رودسري مبتكر اولين وبلاگ تخصصي روابط عمومي در ايران به عهده دارد.پايان پيام
کد خبر: 209534
تهران- خبرگزاري كار ايرانجزييات ويژه برنامههاي روابط عمومي الكترونيك در دومين كنفرانس بينالمللي روابط عمومي ايران اعلام شد.به گزارش خبرگزاري كار ايران، ايلنا، به نقل از ستاد خبري كنفرانس، چاپ و انتشار 5 كتاب تخصصي روابط عمومي با عنوانهاي روابط عمومي الكترونيك مقدمه و اشنايي، مجموعه مقالات روابط عمومي الكترونيك، سياست ارتباط جمعي در اينترنت و ميزان بهرهگيري مقامات ارشد روابط عمومي و ارتباطات آمريكا از اينترنت، روابط عمومي در عصر ديجيتال و نخستين كتاب مرجع روابط عمومي الكترونيك از ويژه برنامههاي اين كنفرانس است.ارايه دو پژوهش در زمينه روابط عمومي الكترونيك با عنوانهاي بررسي وضعيت و ميزان بهرهگيري روابط عموميهاي دولتي شهر تهران از اينترنت بررسي تحقق روابط عمومي الكترونيك در دانشگاههاي دولتي شهر تهران و شيوههاي تبليغات در سايتهاي فارسي زبان توسط محمد مهدي فتورهچي پژوهشگر موسسه مطالعات و تحقيقات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و غلامرضا رضايي كارشناس ارشد ارتباطات از جمله ويژه برنامههاي اين كنفرانس است.همچنين همزمان با برگزاري كنفرانس اولين مركز تخصصي روابط الكترونيك ايران به منظور ارايه خدمات تخصصي راهاندازي ميشود.نشست تخصصي روابط عمومي الكترونيك با حضور يكي از متخصصان تراز اول اين عرصه در مرداد ماه برگزار ميگردد و شركت علاقمندان در اين نشست رايگان خواهد بود.مسووليت اين كميته را حسين امامي رودسري مبتكر اولين وبلاگ تخصصي روابط عمومي در ايران به عهده دارد.پايان پيام
کد خبر: 209534
چاپ پنج كتاب براي روابط عمومي الكترونيك
جزييات ويژه برنامههاي روابط عمومي الكترونيك در دومين كنفرانس بينالمللي روابط عمومي ايران اعلام شد:
چاپ و انتشار 5 كتاب تخصصي روابط عمومي:
با عنوانهاي روابط عمومي الكترونيك مقدمه و اشنايي،
مجموعه مقالات روابط عمومي الكترونيك،
سياست ارتباط جمعي در اينترنت و ميزان بهرهگيري مقامات ارشد روابط عمومي و ارتباطات آمريكا از اينترنت،
روابط عمومي در عصر ديجيتال
و نخستين كتاب مرجع روابط عمومي الكترونيك

روزگاري غريبي است
خاتمي الگوي موفق صبر و ادب است. روابط عمومي خاتمي، روابط عمومي مثال زدني يك رييس جمهور است. نه تنها رييس جمهور بلكه هر مديري مي تواند از او تاسي بجويد. 8 سال پيش چه شوق و شوري داشتيم براي پيروزي او در انتخابات. .. چقدر زود گذشت. فكر كنم خود او نيز منتظر است زودتر 12 مرداد فرا برسد و ميز را تحويل آقاي احمدي نژاد بدهد. 8 سال پيش همه جا مراسم تجليل از آقاي هاشمي برگزار مي شد و هر روز يك لوح تقدير و يك مدرك دكتري افتخاري و... به رييس جمهور اعطا مي شد. اما امروز زياد از اين خبرها نيست. شايد برخي از دست دادن پست و مقامشان در دوره بعدي مي ترسند كه حتي تمايل ندارند حتي در كنار خاتمي عكس يادگاري بياندازند. اي دنيا... روزگاري غريبي است...
كمي سياسي: رابطه تبليغات كانديداها و كسب آرا
بالاخره اين انتخاباتي كه پيش بيني هم مي شد به دور دوم كشيده شود تمام شد و در يك نتيجه شگفت انگيز كروبي و احمدي نژاد نام خود را در كنار نام هاشمي رفسنجاني جاي دادند. اما درصدر قرار گرفتن نام كروبي و احمدي نژاد بعد از هاشمي چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ آن هم بر خلاف همه پيش بيني ها و نظرسنجي ها كه نام هاشمي و معين و قاليباف بيشتر از سايرين مطرح بود. مي توان گفت احمدي نژاد کمترين حجم تبليغات انتخاباتي را داشت. او از ابتدا به دور از تبليغات سياسي ديگر کانديداها، سعي در اثبات ساده زيستي خود و همانند سازي با شهيد رجايي داشت. وي با ظرافت خاصي فعاليت انتخاباتي خود را آغاز كرد و در روزهاي آخر توانست با تمرکز توان تبليغاتي خود بر قشر مستضعف جامعه آراي زيادي را به سوي خود جلب کند. به عنوان مثال در روزهاي گذشته از كساني كه مي خواستند به احمدي نژاد راي دادند مي پرسيدم دليل انتخابتان چيست؟ مي گفتند: ناهار اداره را نمي خورد و از منزل با خود غذا مي برد، تاكنون يك ريال از شهرداري حقوق نگرفته است !!! و دلايلي از اين قبيل... و شايد واقعا اينها براي مردم مهم باشد!اما کروبي که بر مسايل اقتصادي و طرح " به هر ايراني 50 هزار توماني" تمرکز کرده بود، دريافته بود جامعه به دنبال افزايش سطح رفاه بهبود وضع معيشتي خود است. طرحي که در ابتدا تعجب صاحب نظران را برانگيخت و اين خود تفريحي شد براي لطيفه سازان و اس ام اس نويسان! "قاليباف" هم با تبليغات و شعارهاي جوان پسندانه خود سعي درجلب آراي مردم خصوصا جوانان داشت و "لاريجاني" که حمايت شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب را به همراه داشت توانست تنها از مهرعليزاده سبقت بگيرد! كه اين نشان داد كه او و همكاراتش پايگاهي در ميان مردم ندارند.شايد بتوان گفت: مردم به مفهومي از اصلاح طلبي راي دادند که مي پندارند بهبود وضعيت معيشتي آنها را به همراه دارد و معين به اين نکته توجه نداشت که در ابتدا بايد وضع اقتصادي مردم را تامين کرد و بعد مسايل سياسي و اجتماعي جامعه را. به همين دليل تاکنون هاشمي، کروبي و احمدي نژاد که فعاليت انتخاباتي خود را به موضوع اقتصاد متمرکز کرده بودند درصدر آرا قرار دارند. ضمن اينكه شايد مردم از زياده رويهاي معين و اطرافيانش احساس خوف مي كردند كه همه را به جنگ عليه شوراي نگهبان و قوه قضاييه و... دعوت كرده بود و مي گفتند وضع بدتر از اين مي شود. اما لاريجاني. او اولين شخصي بود كه فعاليت انتخاباتي خود را شروع کرد و در طول چند ماه به تکرار برنامه هاي خود پرداخت . اما بي خبر از اينكه "تکرار مداوم مسائل" به مرور زمان تاثير و کار کرد خود را بر افکار عمومي از دست مي دهد. او همچنين باور كرده بود كه برنده نهايي انتخابات است که اين هم اثر معکوس در آراي او داشت. اگر چه احمدي نژاد و قاليباف هر دو به يک طيف فکري تعلق دارند اما احمدي نژاد موفق شد آراي بيشتري را جلب کند و اين به نوع تبليغات انتخاباتي قاليباف بر مي گردد که با تکرار شعارهاي اصلاح طلبانه و توجه افراطي به جلب آراي جوانان، از معضلات اقتصادي جامعه غافل شده بود. البته تخريب جناح مقابل در خصوص نظامي بودن وي نيز بي تاثير نبوده است.البته شيوه تبيلغي هاشمي نيز بر توانايي هاي وي براي حل معضلات اقتصادي و سياسي تكيه داشت. او با فيلم تبليغي اولش قصد داشت جوانان را به خود جذب كند و در فيلم دوم كساني را كه هنوز ارادت خود را به امام و شهيد بهشتي حفظ كرده اند. البته نشان دادن زندگي ساده او در كنار فرزندانش و اشكهاي او نيز بي تاثير نبوده است.* * * (بعدا افزوده شد) البته اين را اضافه كنم تلاشهاي احمدي نژاد در دوران شهرداري اش كه تحت عنوان "ديدارهاي مردمي" در پنجشنبه هر هفته صورت مي گرفت نيز در اين انتخاب بي تاثير نبوده است. ضمن اينكه يكبار هم نوشته بودم هنوز تاثير مسجد و هيات و منبري و مداح خصوصا در جامعه ايران بسيار بيشتر است از تبليغات با بكارگيري ابزار مدرن. يعني اگر در مساجد و هئيات تصميم بگيرند از احمدي نژاد حمايت كنند يكپارچه همه راي شان، به احمدي نژاد خواهد بود و سلامتي دين و دنيا و آخرتشان را در حضور يافتن او مي بينند.
ديروز نزديك ظهر بود كه به حسينيه ارشاد رفتم. در آنجا "صادق صبا" را ديدم - تحليلگر مسايل ايران كه در بي بي سي فارسي در لندن كار مي كند- البته فكر ميكردم سنش خيلي بيشتر از اينها باشد ... شايد از جمعيتي كه نزديك به 20 يا 30 نفر دور او حلقه زده بودند من جز معدود افرادي بودم كه از صداي منحصر به فردش او را شناختم و او نيز مشغول ضبط مصاحبه با مردم بود. با يك ميكروفن و يك ضبط صوت ديجيتالي سوني... در بين جمعيت هم هر از گاهي مي گفت: كسي هست كه نخواهد راي بدهد كه با او مصاحبه كنم؟! كه بعضي از "مردم عشق مصاحبه" ابتدا اعلام آمادگي مي كردند ولي آخر سر معلوم مي شد كه راي داده اند!
خلاصه بگذريم صادق صبا امروز صبح در برنامه صبحگاهي بي بي سي تحليل جالبي ارايه كرد. او مي گفت: "من با شنيدن اين نتايج امروز واقعا شگفت زده شدم. نزديك به 20 حوزه انتخابي رفتم در شمالي ترين نقطه شهر و جنوبي ترين نقطه تهران. ولي به يك نتيجه رسيدم كه مردم ايران در حرف يك چيز مي گويند ولي در عمل و نوشتن برگه راي چيز ديگري مي نويسند! و به اصطلاح دروغ مي گويند! نمي دانم چرا؟!"
جالب است.حتي برخي ها هم از اينكه مي خواستند بگويند به كروبي راي مي دهم خجالت مي كشيدند چون سريع در جواب مي شنيدند: به خاطر 50 هزار تومن؟ و براي اينكه كلاس شان پايين نيايد مي گفتند: معين. ولي نتيجه اين شد كه مي بينيد. نه معين راي آورد و نه كروبي و احمدي نژاد رفت مرحله دوم!
Public Relations Writers have to Adapt to the Digital Age
Public relations professionals are known as being pretty good writers. Both written and spoken communications are two of their most important attributes. One thing that I have noticed recently is their struggle to adapt to the needs of the digital media environment.
Take for example the written content of their websites. Look at the content on some PR sites. You will notice a lot of the content is written in a journalistic style as opposed to being written for a website visitor. Some of the things you may notice. The content gets to the important points at the end of the story. There are long paragraphs and no sub headings. Subtle, intriguing titles take precedence over keyword phrases that would actually tell the reader at a glance what the story is about. <<<
Public relations professionals are known as being pretty good writers. Both written and spoken communications are two of their most important attributes. One thing that I have noticed recently is their struggle to adapt to the needs of the digital media environment.
Take for example the written content of their websites. Look at the content on some PR sites. You will notice a lot of the content is written in a journalistic style as opposed to being written for a website visitor. Some of the things you may notice. The content gets to the important points at the end of the story. There are long paragraphs and no sub headings. Subtle, intriguing titles take precedence over keyword phrases that would actually tell the reader at a glance what the story is about. <<<
نمونه اي از يك پژوهش ميداني
در اين پژوهش، علل خرابكاري اموال مدرسه و جامعه توسط دانش آموزان، با شيوه هاي علمي و دقيق مورد تحليل واقع شده و راهكارهايي پيشنهاد شده است. در زمينه روش تحقيق، با اتخاذ روش پيمايش و طيف ليكرت به طرح ۷۴ گويه (سئوال) پرداخته شده است. بعد از مشخص كردن جامعه آماري كه دانش آموزان مدارس راهنمايي و اول متوسطه دولتي عادي مناطق نوزده گانه شهر تهران بودند، ۶۰۰ نفر از آنها با روش نمونه گيري طبقه اي متناسب از مناطق يك، شش، نه، سيزده و شانزده به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و اطلاعات جمع آوري شده با روشهاي آماري خي دو، آزمون T ، تحليل واريانس (ANOVA)، ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون چند متغيره تجزيه و تحليل شده است.در نتايج به دست آمده از اين تحقيق آمده است: رابطه معناداري بين جنس و معدل با خرابكاري وجود دارد. بدين صورت كه پسرها بيشتر از دخترها و كساني كه معدلشان پايين است، بيشتر از كساني كه داراي معدل بالايي هستند، به رفتارهاي خرابكارانه دست مي زنند. همچنين با افزايش تعداد سالهاي مردودي، اين رفتارها شديدتر مي شود. >>>
دانشگاه امروز: روزنامه ايسنا
خبرگزاري دانشجويان ايران -ايسنا- روزنامه منتشر ميكند.به گزارش خبرگزاري فارس بر اساس تصميمات بيست و سومين جلسه ازدهمين دوره هيات نظارت بر مطبوعات كه در محل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار شد، روزنامه «دانشگاه امروز» به صاحب امتيازي خبرگزاري دانشجويان ايران و مدير مسوولي «ابوالفضل فاتح» مجوز انتشار گرفت. فاتح در حال حاضر مدير عامل خبرگزاري ايسنا است. همچنين در اين جلسه عبدالله ناصري طاهري مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي اجازه انتشار روزنامه «زهره» را دريافت كرد. مدير مسوولي روزنامه «جوان» نيز به «محمد رضا جمالي» تغيير پيدا كرد
روابط عمومي هنوز در آمريكا هم رونق دارد
دكتر كمالي پور: "...روابط عمومي كه از روابط ميان فردي شروع شده و به روابط گروهي، جامعهاي و سطح جهاني مبدل ميشود يكي از رشتههايي است كه هنوز هم در كشوري پيشرفته مثل آمريكا رونق دارد، چرا كه هرچه پيچيدگي جوامع بيشتر ميشود، ارتباط روابط عموميها با حوزههاي مختلف سياسي - اجتماعي و اقتصادي بيشتر ميشود..."
ویژگی مدیر روابط عمومی
روابط عمومي هاي ارشاد بايد براي ساير ادارات الگو و راهگشاباشند
مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي يزد
تهران-خبرگزاري كار ايرانمديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد گفت: برپايي همايشهايي مانند همايش مديران روابط عمومي ابتكار خوبي است به شرط اين كه استمرار داشته باشد.علي غياثي درگفتوگو با خبرنگار سرويس فرهنگ و انديشه ايلنا، ضمن مطلب فوق افزود: اين حركت بسيار مثبت است و اميدوار هستم استمرار داشته باشد و بتواند در بعد تخصصي با تشكيل جلسات مستمر در آينده كميسيونهاي مختلفي تشكيل شود تا اين حركت بتواند غير از وزارت فرهنگ به ساير دستگاهها نيز انتقال پيدا كند.وي درخصوص جايگاه روابط عموميها در وزارت ارشاد گفت: روابط عموميهاي كشور در مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد در كليه سطوح با هم ارتباط داشته باشند و تجربيات خود را در اختيار هم قرار دهند كه اين ميتواند بسيار تاثير گذار باشد و موجب به وجود آمدن يك وحدت رويه در امور روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شود.غياثي در ادامه افزود: چند مشكل اساسي بر سرراه روابط عموميها قرار دارد و آن اين است كه وظيفه و رسالت روابط عمومي به معناي واقعي و آنچه كه در دنياي امروز از روابط عمومي به عنوان يك عنصر مثبت ياد ميشود دركشور ماند براي خود روابط عمومي و نه براي مديران و مسئولين دستگاههاي دولتي مشخص و روشن نيست وي در اين خصوص گفت: به نظر من بايد يك روندي را پيش گرفت تا به جايگاه و تعريف روابط عمومي به صورتي كه در دنياي امروز به آن نگاه ميشود، برسيم.وي در ادامه افزود:يكي از مشكلاتي كه در نهادي مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برسرراه روابط عموميها وجود دارد اين است كه جايگاه سازمان روابط عموميها در مجموعه وزارت ارشاد خصوصا در استانها مشخص نيست و لذا اين امر بايد در مجموعهاي مانند وزارت ارشاد حتما تصريح گردد.وي تصريح كرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جايگاهي قرار دارد كه بايد روابط عموميهاي نهادهاي ديگر را رهبري كند و زماني كه ببيند خود دچار مشكل شده اين امر مقداري دور از دسترس به نظر ميرسد.به كارگيري نيروي انساني مجرب و ماهر در زمنيه روابط عمومي از ديگر مسائلي بود كه غياثي به آن اشاره كرد و گفت: نيروهايي كه براي روابط عمومي گزينش و انتخاب ميشوند نيروهايي نيستند كه نوعا در جايگاه درست قراگرفته باشند، بنابراين اگر روابط عمومي دستگاهها و سازمانها از يك جايگاه خوبي برخوردار باشند و افراد مناسبي انتخاب شوند بسياري از مشكلات دستگاهها حل ميشود.وي اظهار كرد: ارتباط خوب با مخاطبان، صداقت، دلخوش نكردن مدير با آمار غلط و اميدوار كننده، بيان واقعيات از جمله ويژگيهايي است كه يك مدير روابط عمومي حتما بايد آن را رعايت كنند و اين موارد ميتوانند محيط يك سازمان مطبوع را به محلي آرام و مطمئن تبديل كند.پايان پيام
کد خبر: 63046
تهران-خبرگزاري كار ايرانمديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد گفت: برپايي همايشهايي مانند همايش مديران روابط عمومي ابتكار خوبي است به شرط اين كه استمرار داشته باشد.علي غياثي درگفتوگو با خبرنگار سرويس فرهنگ و انديشه ايلنا، ضمن مطلب فوق افزود: اين حركت بسيار مثبت است و اميدوار هستم استمرار داشته باشد و بتواند در بعد تخصصي با تشكيل جلسات مستمر در آينده كميسيونهاي مختلفي تشكيل شود تا اين حركت بتواند غير از وزارت فرهنگ به ساير دستگاهها نيز انتقال پيدا كند.وي درخصوص جايگاه روابط عموميها در وزارت ارشاد گفت: روابط عموميهاي كشور در مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد در كليه سطوح با هم ارتباط داشته باشند و تجربيات خود را در اختيار هم قرار دهند كه اين ميتواند بسيار تاثير گذار باشد و موجب به وجود آمدن يك وحدت رويه در امور روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شود.غياثي در ادامه افزود: چند مشكل اساسي بر سرراه روابط عموميها قرار دارد و آن اين است كه وظيفه و رسالت روابط عمومي به معناي واقعي و آنچه كه در دنياي امروز از روابط عمومي به عنوان يك عنصر مثبت ياد ميشود دركشور ماند براي خود روابط عمومي و نه براي مديران و مسئولين دستگاههاي دولتي مشخص و روشن نيست وي در اين خصوص گفت: به نظر من بايد يك روندي را پيش گرفت تا به جايگاه و تعريف روابط عمومي به صورتي كه در دنياي امروز به آن نگاه ميشود، برسيم.وي در ادامه افزود:يكي از مشكلاتي كه در نهادي مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برسرراه روابط عموميها وجود دارد اين است كه جايگاه سازمان روابط عموميها در مجموعه وزارت ارشاد خصوصا در استانها مشخص نيست و لذا اين امر بايد در مجموعهاي مانند وزارت ارشاد حتما تصريح گردد.وي تصريح كرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جايگاهي قرار دارد كه بايد روابط عموميهاي نهادهاي ديگر را رهبري كند و زماني كه ببيند خود دچار مشكل شده اين امر مقداري دور از دسترس به نظر ميرسد.به كارگيري نيروي انساني مجرب و ماهر در زمنيه روابط عمومي از ديگر مسائلي بود كه غياثي به آن اشاره كرد و گفت: نيروهايي كه براي روابط عمومي گزينش و انتخاب ميشوند نيروهايي نيستند كه نوعا در جايگاه درست قراگرفته باشند، بنابراين اگر روابط عمومي دستگاهها و سازمانها از يك جايگاه خوبي برخوردار باشند و افراد مناسبي انتخاب شوند بسياري از مشكلات دستگاهها حل ميشود.وي اظهار كرد: ارتباط خوب با مخاطبان، صداقت، دلخوش نكردن مدير با آمار غلط و اميدوار كننده، بيان واقعيات از جمله ويژگيهايي است كه يك مدير روابط عمومي حتما بايد آن را رعايت كنند و اين موارد ميتوانند محيط يك سازمان مطبوع را به محلي آرام و مطمئن تبديل كند.پايان پيام
کد خبر: 63046
روابط عمومي بخشي از مديريت است
روغني ها به تعريف انجمن جهاني روابط عمومي در سال 2000 استناد کردو گفت: در اين تعريف، روابط عمومي وظيفه دارد ارتباط دو جانبه اي ميان سازمان و افراد شکل داده و در جهت جلب اعتماد مردم و افرادي که مي توانند به سازمان کمک کنند گام بر دارد.وي با ارائه تعريف يونسکو از روابط عمومي پرداخت و گفت: روابط عمومي بخشي از مديريت است که وظيفه تقويت روابط دو جانبه، ايجاد تفاهم وهمکاري در جلب نظر مردم، حفاظت از منابع سازماني به همراه بهره گيري و هدايت افکار عمومي را بر عهده دارد. <<<<
روغني ها به تعريف انجمن جهاني روابط عمومي در سال 2000 استناد کردو گفت: در اين تعريف، روابط عمومي وظيفه دارد ارتباط دو جانبه اي ميان سازمان و افراد شکل داده و در جهت جلب اعتماد مردم و افرادي که مي توانند به سازمان کمک کنند گام بر دارد.وي با ارائه تعريف يونسکو از روابط عمومي پرداخت و گفت: روابط عمومي بخشي از مديريت است که وظيفه تقويت روابط دو جانبه، ايجاد تفاهم وهمکاري در جلب نظر مردم، حفاظت از منابع سازماني به همراه بهره گيري و هدايت افکار عمومي را بر عهده دارد. <<<<
روابط عمومی ها چقدر به مطالب وبلاگها اهميت می دهند؟
آمده است نشان می دهد که BlogSearchEngine.com که در سايت Media Daily News بر اساس تحقیق انجام شده توسط نمایندگان روابط عمومی و بازاريابان عمدتا وبلاگنویسان را نادیده انگاشته اند.
در اين تحقيق که اخيرا منتشر شده، آمده است: از بین 610 پاسخگو که وبلاگ دارند 7/90 % گفته اند هرگز از طرف هيچ نماينده روابط عمومی با آنهاتماسی گرفته نشده است.
همچنين این بررسی بيانگر آن است که حتی موسسات روابط عمومی نیز در برنامه های آموزشی شان توجه کافی به وبلاگ و وبلاگ نويسی ندارند حتی از نماینده های خودشان و يا مشتریانشان به جهت جذب و افزايش مخاطب نخواسته اند به سمت و سوی وبلاگ بروند.
کمتر از نيمی از پاسخگويان گفته اند در صورتیکه بدانند نمايندگان روابط عمومی علاقه ای به نوشته های آنها ندارند، مطالبشان را برای آنها ارسال نخواهند کرد.
تا به حال 74 % پاسخگویان اعلام داشته اند که تمايل دارند از نمايندگان روابط عمومی، خبری یا اطلاعاتی دريافت دارند.
همچنين 4/13 % پاسخگويان گفته اند هميشه در پی تبليغ وبلاگهايشان بودند و 6/50 % نیز به دنبال تبليغ کردن نبوده اند 7/15% هم بلد نبودند چگونه تبلیغ کنند.
توضيح: موضوع تحقيق برایم جالب بود. وليکن نمی دانم اين موج وبلاگنويسی که در ايران راه افتاده و خيلی از کارمندها و بچه های روابط عمومی را به اين عرصه کشانده، با اين وجود آيا می توان اين آمار را به ايران هم تعميم داد يا خير؟
يادم می آيد روزی که مديرعامل مان به محل کارم آمدند و من درباره وضعيت سايت و وبلاگ و... توضيح می دادم وبلاگ يکی از کارشناسان بانکی را که در بانک صادرات کار می کنند، به آقای دکتر کهزادی نشان دادم. لحظاتی با دقت مطالب ايشان را خواندند و گفتند: فلان مطلب ايشان خيلی جالب است. حتما پرينت بگيريد و برای بين الملل خودمان بفرستيد و... حتی ادامه دادند: برایشان پيغام تشکر بگذاريد و تشويقشان کنيد تا اين روند را ادامه بدهند.
خلاصه به هنگام خواندن و ترجمه کردن اين گزارش ياد آن 74% افتادم که چشم به راه پیغامی از طرف نمايندگان روابط عمومی ها هستند. البته اين را بگويم پيغامی که من به عنوان بلاگر روابط عمومی می گذارم و يا پيغامی که از طرف وبلاگ بانک توسعه صادرات و يا ای ميل روابط عمومی ارسال می کنم، فرقهاي اساسی دارد و اصل هم همين است.
البته يک نکته به دوستان روابط عمومی که پاسخگوی اي ميلها هستند: بالاغيرتا ای ميلها را پاسخ دهيد. پیغام گذاشتن روی وبلاگها پیشکش. چون از لحن ای میلهایی که به دستگاه های دولتی ارسال میشود می توان فهمید که مشتری روی جوابی از طرف روابط عمومی ها برايش ارسال شود دلخوش نيست.
آمده است نشان می دهد که BlogSearchEngine.com که در سايت Media Daily News بر اساس تحقیق انجام شده توسط نمایندگان روابط عمومی و بازاريابان عمدتا وبلاگنویسان را نادیده انگاشته اند.
در اين تحقيق که اخيرا منتشر شده، آمده است: از بین 610 پاسخگو که وبلاگ دارند 7/90 % گفته اند هرگز از طرف هيچ نماينده روابط عمومی با آنهاتماسی گرفته نشده است.
همچنين این بررسی بيانگر آن است که حتی موسسات روابط عمومی نیز در برنامه های آموزشی شان توجه کافی به وبلاگ و وبلاگ نويسی ندارند حتی از نماینده های خودشان و يا مشتریانشان به جهت جذب و افزايش مخاطب نخواسته اند به سمت و سوی وبلاگ بروند.
کمتر از نيمی از پاسخگويان گفته اند در صورتیکه بدانند نمايندگان روابط عمومی علاقه ای به نوشته های آنها ندارند، مطالبشان را برای آنها ارسال نخواهند کرد.
تا به حال 74 % پاسخگویان اعلام داشته اند که تمايل دارند از نمايندگان روابط عمومی، خبری یا اطلاعاتی دريافت دارند.
همچنين 4/13 % پاسخگويان گفته اند هميشه در پی تبليغ وبلاگهايشان بودند و 6/50 % نیز به دنبال تبليغ کردن نبوده اند 7/15% هم بلد نبودند چگونه تبلیغ کنند.
توضيح: موضوع تحقيق برایم جالب بود. وليکن نمی دانم اين موج وبلاگنويسی که در ايران راه افتاده و خيلی از کارمندها و بچه های روابط عمومی را به اين عرصه کشانده، با اين وجود آيا می توان اين آمار را به ايران هم تعميم داد يا خير؟
يادم می آيد روزی که مديرعامل مان به محل کارم آمدند و من درباره وضعيت سايت و وبلاگ و... توضيح می دادم وبلاگ يکی از کارشناسان بانکی را که در بانک صادرات کار می کنند، به آقای دکتر کهزادی نشان دادم. لحظاتی با دقت مطالب ايشان را خواندند و گفتند: فلان مطلب ايشان خيلی جالب است. حتما پرينت بگيريد و برای بين الملل خودمان بفرستيد و... حتی ادامه دادند: برایشان پيغام تشکر بگذاريد و تشويقشان کنيد تا اين روند را ادامه بدهند.
خلاصه به هنگام خواندن و ترجمه کردن اين گزارش ياد آن 74% افتادم که چشم به راه پیغامی از طرف نمايندگان روابط عمومی ها هستند. البته اين را بگويم پيغامی که من به عنوان بلاگر روابط عمومی می گذارم و يا پيغامی که از طرف وبلاگ بانک توسعه صادرات و يا ای ميل روابط عمومی ارسال می کنم، فرقهاي اساسی دارد و اصل هم همين است.
البته يک نکته به دوستان روابط عمومی که پاسخگوی اي ميلها هستند: بالاغيرتا ای ميلها را پاسخ دهيد. پیغام گذاشتن روی وبلاگها پیشکش. چون از لحن ای میلهایی که به دستگاه های دولتی ارسال میشود می توان فهمید که مشتری روی جوابی از طرف روابط عمومی ها برايش ارسال شود دلخوش نيست.
مهمترین مسایل مطرح شده رسانه ای در سال 2003 میلادی از نگاه سایت Editor & Publisher برخی از مهمترین وقایع رسانه اعلام شد.این مسایل بدین شرحند
· embedded reporters خبرنگاران همراه يا جای داده شده در خاور میانه
· plagiarism سرقت ادبی و بدشانسیهای چند روزنامه آمريکایی
· تصميم کميسيون ارتباطات فدرال و متعاقب آن برخورد شدید با متخلفین و متعرضین به قوانین رسانه ای
· رشد فزاينده وبلاگها و اثرگذاری آنها در سایتهای خبری / ادامه
· plagiarism سرقت ادبی و بدشانسیهای چند روزنامه آمريکایی
· تصميم کميسيون ارتباطات فدرال و متعاقب آن برخورد شدید با متخلفین و متعرضین به قوانین رسانه ای
· رشد فزاينده وبلاگها و اثرگذاری آنها در سایتهای خبری / ادامه
نبايد روابط عمومی را صرفا“ تكنيك بدانيم
وبلاگ کارگزار روابط عمومی: دكتر يونس شكرخواه در مراسم افتتاحيه نخستين همايش روابط عمومی های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اظهار داشت : نبايد روابط عمومی را صرفا“ تكنيك بدانيم بلكه بايد به فلسفه روابط عمومی نيز توجه كرد چرا كه از ديدگاه ارتباطی، روابط عمومی دارای كاركرد مديريتی است و در ادبيات مديريت، نقش ثابتی برای آن لحاظ شده است.شكرخواه با اشاره به تعريف ادوارد برنيز پدر روابط عمومی مدرن درباره روابط عمومی گفت: سه مفهوم «مردم را مطلع كنيد»، «مردم را همگرا كنيد» و «مردم را متقاعد كنيد» درتعريف برنيز برجسته شده و برمفهوم مردم تاكيدشده است.وی افزود: در اين تعريف به نوعی اطلاع رسانی كه به تقاعد و همگرايی بيانجامد و برشفافيت، پيوستگی ، تمركز داشته باشد تاكيد شده است.اين مدرس دانشگاه به سير تاريخی روابط عمومی در جهان اشاره كرد و گفت: تعريف ادوارد برنيز قدمتی به اندازه عمر جامعه بشريت دارد و در ايران نيز از قديم الايام جذاب ترين شيوه اطلاع رسانی، استفاده از شعر وادبيات بوده است. وی توجه به اين موضوع كه در يك فرآيند ارتباطی صرف، ايجاد ارتباط مطرح نيست تصريح كرد: در هر امر ارتباطی بايد اين نكته را در نظر گرفت كه حل شدن مسئله برای مخاطب بسيار ضرورت دارد. يونس شكرخواه، به اصل آزادی بيان در ماده 11 قانون حقوق بشر و شهروندی فرانسه در سال 1789 اشاره كرد و اظهار داشت: در سال 1792 در فرانسه وزارتخانه ای به نام وزارت «روحيه» كه سر منشا يك روابط عمومی است ، ايجاد شد تا در قالب دو گروه به مطبوعات و نقاط فرانسه سفر كرده و افكار عمومی را نسبت به روند انقلاب فرانسه توجيه كنند. اين مدرس علوم ارتباطات با اشاره به تجربيات و الگو های روابط عمومی در كشور فرانسه و آمريكا تصريح كرد : روابط عمومی نه تبليغات صرف و نه كارگزار صرف است بلكه برای ايجاد ارتباط مطلوب و مناسب بايد بر هردومسئله تسلط يابد. شكرخواه تصريح كرد: امروزه سه ديدگاه مختلف در زمينه روابط عمومی وجود دارد كه در ديدگاه اول برخی نهادها با ادبيات اقتصاد سياسی بزرگ می شوند و كارگزاران روابط عمومی را قبول ندارند. ديدگاه دوم افرادی هستند كه فكر میكنند اگر رسانه ای مجهز به تكنولوژی شود بازی را برده و ديدگاه سوم ديدگاهی فرهنگی است. وی با تاكيد بر لزوم توجه به ديدگاه فرهنگی گفت : در نگاه فرهنگی، روابط عمومی شهری است كه همه در آن حق تردد دارند و بايد با پايبندی و احترام به مقررات همراه باشد. شكرخواه در پايان سخنان خود اظهار داشت: اگر قرار باشد هم تبليغاتگر و هم كارگزار مطبوعاتی باشيم بايد بدانيم مرز فريب با اين نوع عملكرد چقدر نزديكی دارد و مرزهای اخلاقی ما در حوزه فرهنگی برای چنين كاری چيست
وبلاگ کارگزار روابط عمومی: دكتر يونس شكرخواه در مراسم افتتاحيه نخستين همايش روابط عمومی های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اظهار داشت : نبايد روابط عمومی را صرفا“ تكنيك بدانيم بلكه بايد به فلسفه روابط عمومی نيز توجه كرد چرا كه از ديدگاه ارتباطی، روابط عمومی دارای كاركرد مديريتی است و در ادبيات مديريت، نقش ثابتی برای آن لحاظ شده است.شكرخواه با اشاره به تعريف ادوارد برنيز پدر روابط عمومی مدرن درباره روابط عمومی گفت: سه مفهوم «مردم را مطلع كنيد»، «مردم را همگرا كنيد» و «مردم را متقاعد كنيد» درتعريف برنيز برجسته شده و برمفهوم مردم تاكيدشده است.وی افزود: در اين تعريف به نوعی اطلاع رسانی كه به تقاعد و همگرايی بيانجامد و برشفافيت، پيوستگی ، تمركز داشته باشد تاكيد شده است.اين مدرس دانشگاه به سير تاريخی روابط عمومی در جهان اشاره كرد و گفت: تعريف ادوارد برنيز قدمتی به اندازه عمر جامعه بشريت دارد و در ايران نيز از قديم الايام جذاب ترين شيوه اطلاع رسانی، استفاده از شعر وادبيات بوده است. وی توجه به اين موضوع كه در يك فرآيند ارتباطی صرف، ايجاد ارتباط مطرح نيست تصريح كرد: در هر امر ارتباطی بايد اين نكته را در نظر گرفت كه حل شدن مسئله برای مخاطب بسيار ضرورت دارد. يونس شكرخواه، به اصل آزادی بيان در ماده 11 قانون حقوق بشر و شهروندی فرانسه در سال 1789 اشاره كرد و اظهار داشت: در سال 1792 در فرانسه وزارتخانه ای به نام وزارت «روحيه» كه سر منشا يك روابط عمومی است ، ايجاد شد تا در قالب دو گروه به مطبوعات و نقاط فرانسه سفر كرده و افكار عمومی را نسبت به روند انقلاب فرانسه توجيه كنند. اين مدرس علوم ارتباطات با اشاره به تجربيات و الگو های روابط عمومی در كشور فرانسه و آمريكا تصريح كرد : روابط عمومی نه تبليغات صرف و نه كارگزار صرف است بلكه برای ايجاد ارتباط مطلوب و مناسب بايد بر هردومسئله تسلط يابد. شكرخواه تصريح كرد: امروزه سه ديدگاه مختلف در زمينه روابط عمومی وجود دارد كه در ديدگاه اول برخی نهادها با ادبيات اقتصاد سياسی بزرگ می شوند و كارگزاران روابط عمومی را قبول ندارند. ديدگاه دوم افرادی هستند كه فكر میكنند اگر رسانه ای مجهز به تكنولوژی شود بازی را برده و ديدگاه سوم ديدگاهی فرهنگی است. وی با تاكيد بر لزوم توجه به ديدگاه فرهنگی گفت : در نگاه فرهنگی، روابط عمومی شهری است كه همه در آن حق تردد دارند و بايد با پايبندی و احترام به مقررات همراه باشد. شكرخواه در پايان سخنان خود اظهار داشت: اگر قرار باشد هم تبليغاتگر و هم كارگزار مطبوعاتی باشيم بايد بدانيم مرز فريب با اين نوع عملكرد چقدر نزديكی دارد و مرزهای اخلاقی ما در حوزه فرهنگی برای چنين كاری چيست
چندگونگى رسانهها
بحث در بارهى رسانههاى همگانى از موردهايى است كه در همه جاى دنيا به بود و نبود مردم به زندگى فردى و اجتماعى آنان در همهى عرصههاى زندگى گره خورده است. رسانهها با انبوهى واكنشهاى متفاوت و گاه متضاد در معرض قضاوت خوانندگان و بينندگان و صاحبان خويش قرار مىگيرند. در جايى مورد ستايش هستند و در جايى ديگر در معرض تازيانه و زنجير. اين نكته نشان مىدهد كه رسانهها در شكهاى متنوّع خود چه نقش كارساز و يا ويرانگرى دارند. نويسندهى مقاله مىپرسد كه آيا اين نكته براى شما مهم است كه چه كسى صاحب روزنامهها و يا كانالهاى تلويزيونى شماست؟ در اين زمينه در تابستان 2003 دو ميليون و سيصد هزار آمريكايى به كنگرهى آمريكا يا تلفن كرده و يا نامه فرستادهاند و بدين وسيله نگرانى خود را از تغييراتى كه قرار است در قانون رسانهها اعمال شود ابراز داشتهاند. اين قانون اگر به مورد اجرا درآيد زمينه را براى خريدن و به انحصار در آوردن همهى رسانههاى همگانى در هر شهر آمريكا براى يك شركت معيّن فراهم مىسازد>>> .
بحث در بارهى رسانههاى همگانى از موردهايى است كه در همه جاى دنيا به بود و نبود مردم به زندگى فردى و اجتماعى آنان در همهى عرصههاى زندگى گره خورده است. رسانهها با انبوهى واكنشهاى متفاوت و گاه متضاد در معرض قضاوت خوانندگان و بينندگان و صاحبان خويش قرار مىگيرند. در جايى مورد ستايش هستند و در جايى ديگر در معرض تازيانه و زنجير. اين نكته نشان مىدهد كه رسانهها در شكهاى متنوّع خود چه نقش كارساز و يا ويرانگرى دارند. نويسندهى مقاله مىپرسد كه آيا اين نكته براى شما مهم است كه چه كسى صاحب روزنامهها و يا كانالهاى تلويزيونى شماست؟ در اين زمينه در تابستان 2003 دو ميليون و سيصد هزار آمريكايى به كنگرهى آمريكا يا تلفن كرده و يا نامه فرستادهاند و بدين وسيله نگرانى خود را از تغييراتى كه قرار است در قانون رسانهها اعمال شود ابراز داشتهاند. اين قانون اگر به مورد اجرا درآيد زمينه را براى خريدن و به انحصار در آوردن همهى رسانههاى همگانى در هر شهر آمريكا براى يك شركت معيّن فراهم مىسازد>>> .
نگاهی ديگر به وبلاگ و وب سايت
در تحقيقی که درباره روابط عمومی و وبلاگها انجام داده ام و البته هنوز هم تمام نشده، به نتيجه ای رسيدم که البته نظر شخصی خودم است و آن اينکه:"وبلاگ همان وب سايت است ولی با روابط عمومی بهتر!"شما چه فکر می کنيد؟
در تحقيقی که درباره روابط عمومی و وبلاگها انجام داده ام و البته هنوز هم تمام نشده، به نتيجه ای رسيدم که البته نظر شخصی خودم است و آن اينکه:"وبلاگ همان وب سايت است ولی با روابط عمومی بهتر!"شما چه فکر می کنيد؟
برگرفته از وبلاگ روابط عمومی
ادبيات روابط عمومي
وبلاگ روابط عمومی کاربردی: راستي "ادبيات روابط عمومي " يعني چه ؟ به بهانه اين اصطلاح مي خواهم دو مساله به ظاهر ساده اي را مطرح كنم
وبلاگ روابط عمومی کاربردی: راستي "ادبيات روابط عمومي " يعني چه ؟ به بهانه اين اصطلاح مي خواهم دو مساله به ظاهر ساده اي را مطرح كنم
+ اينكه بيشتر روابط عمومي اصرار دارند به استفاده عنوان سازماني خود در ابتداي نام روابط عمومي،چه حكمتي دارد ؟! مگر نه اينكه روابط عمومي هويت مستقلي دارد و حتي از لحاظ زيبايي هم بهتر است در عنوان " اداره كل روابط عمومي وزارت ... " كلمه اداره كل را حذف كنيم ؟! جالب اينكه در اخبار ارسالي روابط عمومي ها نيز از اداره كل – دفتر – واحد – معاونت و ... استفاده مي شود . + چرا رسم شده مطالب رشته هاي تخصصي نظير روزنامه نگاري ، چاپ و انتشارات ، پژوهشگري ، ادبيات ، عكاسي ، گرافيك و ... را با اضافه كردن پسوند " در روابط عمومي " تبديل به مطلب تخصصي روابط عمومي كنيم . مثلا : صفحه آرايي در روابط عمومي ! اينكه روابط عمومي از مطالب رشته هاي ديگر استفاده مي كند بديهي است ، اما اينكه فكر كنيم با پسوند اضافه كردن به مطلبي كه جزء اصول پايه رشته ديگر است به گسترش ادبيات روابط عمومي كمك كرده ايم ، جفا به روابط عمومي است . بهتر نيست مطالب آموزشي ديگر رشته ها را حداقل تحت عنوان همان رشته استفاده كنيم و اگر خواستيم كمكي به ادبيات روابط عمومي كنيم مطالب را در سطح تخصصي و با كاركرد روابط عمومي تهيه كنيم !؟
صورت مساله را پاک نکنيم
کارگزار روابط عمومی: "...انجمن متخصصان روابط عمومي كه از سال 1378 در تهران فعاليت خود را آغاز كرد و صفت ارزشمند «تخصص» و «متخصص» را با خود يدك ميكشد واقعاً در بعضي جاها لنگ ميزند ... توصيه ای به همكاران انجمن متخصصان روابط عمومي كه با تعدادي از آنها دوستي و آشنايي نزديك دارم و در داعيه «روابط عمومي خواهي» آنها جاي هيچ شك و شبههاي وجود ندارد اين است كه در اولين فرصت نسبت به تغيير عنوان اين تشكل و انتخاب يك عنوان مناسبتر اقدام كنند كه به اين ترتيب به صلاح روابط عمومي نزديكتر است..."
تکمله: البته بهتر است صورت مساله را پاک نکنيم و نگوييم نام انجمن متخصصان عوض شود. چرا نبايد واقعا کاری کرد که کارگزاران روبط عمومی، متخصصان اين امر شوند؟ چرا هدف انجمن متخصصان، پرورش متخصصان و حرفه ای کردن روابط عمومی ها نباشد؟ پس خاصيت انجمنهای روابط عمومی در چيست؟ و چه مشکلی را از جامعه روابط عمومی کشور حل می کنند؟ از اين نوع سوالها زياد است و کسی هم پاسخگو نيست. شايد هم، هم عقيده با ما باشند.
کارگزار روابط عمومی: "...انجمن متخصصان روابط عمومي كه از سال 1378 در تهران فعاليت خود را آغاز كرد و صفت ارزشمند «تخصص» و «متخصص» را با خود يدك ميكشد واقعاً در بعضي جاها لنگ ميزند ... توصيه ای به همكاران انجمن متخصصان روابط عمومي كه با تعدادي از آنها دوستي و آشنايي نزديك دارم و در داعيه «روابط عمومي خواهي» آنها جاي هيچ شك و شبههاي وجود ندارد اين است كه در اولين فرصت نسبت به تغيير عنوان اين تشكل و انتخاب يك عنوان مناسبتر اقدام كنند كه به اين ترتيب به صلاح روابط عمومي نزديكتر است..."
تکمله: البته بهتر است صورت مساله را پاک نکنيم و نگوييم نام انجمن متخصصان عوض شود. چرا نبايد واقعا کاری کرد که کارگزاران روبط عمومی، متخصصان اين امر شوند؟ چرا هدف انجمن متخصصان، پرورش متخصصان و حرفه ای کردن روابط عمومی ها نباشد؟ پس خاصيت انجمنهای روابط عمومی در چيست؟ و چه مشکلی را از جامعه روابط عمومی کشور حل می کنند؟ از اين نوع سوالها زياد است و کسی هم پاسخگو نيست. شايد هم، هم عقيده با ما باشند.
Sunday, July 10, 2005
روابط عمومي
سلام به شما كه از وبلاگ روابط عمومي و روابط الكترونيك ديدن مي كنيد. من عادل با نام مستعار منصور تنها در خدمت شما هستم
بهتر است قبل از شروع خدمتتان عرض نمايم كه اين جانب دانشجوي رشته روابط عمومي بوده و در حال حاضر همزمان در روابط عمومي دانشگاه در حال فعاليت هستم
دليل من از نوشتن اين وبلاگ اين است كه مي خواهم ابداعاتي را كه پس از تلقيق آنچه خوانده ام و ديده ام را در اختيار دانش پژوهان اين رشته بگذارم ، تا بتوانم دين خود را در ازاي اين علم ادا نمايم
مطمئنا در اين راه نواقصي خواهم داشت كه اميدوارم با راهنمايي هاي شما عزيزان برطرف نمايم
اميد است با نقد و بررسي يك سري اصول زير پا نهاده شده در حال حاضر و تغيير و تعديل آنها به مرحله اي برسيم كه آنچه مي گوییم با آنچه در عمل انجام مي دهيم هم خواني داشته باشد
ان شاالله پس از طراحي يك قالب زيبا و مرتب كردن اطلاعات در خدمتتان خواهم بود
تا آن روز كه زياد طول نخواهد كشيد
الله نگهدارتان
منصور تنها

